نگاهی به دستاوردهای اجتماعی زنان در نظام جمهوری اسلامی

شناسه نوشته : 23913

1396/11/12

تعداد بازدید : 118

نگاهی به دستاوردهای اجتماعی زنان در نظام جمهوری اسلامی
جامعه برای باروری و پویایی در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، نیازمند نیروی عظیم زنان است. هر فرد بر اساس حق طبیعی و انسانی خود، حق دخالت در سرنوشت اجتماعی خود را دارد. بنابراین، زنان نیز علاوه بر ایفای نقش خانوادگی باید در جامعه حضوری فعال و مؤثر داشته باشند تا به نوبه خود در رهیافت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه تأثیرگذار باشند.

اشاره

جامعه برای باروری و پویایی در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، نیازمند نیروی عظیم زنان است. هر فرد بر اساس حق طبیعی و انسانی خود، حق دخالت در سرنوشت اجتماعی خود را دارد. بنابراین، زنان نیز علاوه بر ایفای نقش خانوادگی باید در جامعه حضوری فعال و مؤثر داشته باشند تا به نوبه خود در رهیافت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه تأثیرگذار باشند.

مشارکت زنان در تصمیم گیری ها و تصمیم سازی ها و استفاده از آراء، افکار و اندیشه های آنان سبب می شود که زنان از حالت انفعالی خارج شده و به صورت یک عنصر فعال در عرصه های اجتماعی ظاهر شوند. با این که اسلام بر فعالیت های اجتماعی زنان تأکید داشته و نمود عینی آن در پیروزی انقلاب و پس از آن به نحو چشمگیری افزایش داشته است؛ اما بزرگ ترین مانع برای حضور بیشتر زنان در صحنه های سیاسی و اجتماعی را می توان در عوامل فرهنگی جستجو کرد. در بسیاری از موارد، باورهای غلط و ملاحظات نادرست اجتماعی، فرهنگی و عقیدتی است که مانع از مشارکت اجتماعی زنان می شود. البته عوامل ثانویه مانند جامعه پذیری نیز به این نقیصه دامن می زند. در این میان، نظام آموزشی و رسانه های جمعی می توانند ضرورت حضور زنان در صحنه های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی، خدماتی و... را تبیین و تصورات غلط و گرایش های افراطی و تفریطی را بزدایند و بستر مناسب را برای مشارکت فعال زنان فراهم آورند؛ به طوری که هم به گوهر گرانبهای زنان آسیب نرسد و هم وظایف و نقش های خارج از توان روحی و جسمی بر آنها تحمیل نشود.

دستاوردهای اجتماعی زنان در نظام جمهوری اسلامی

با توجه به اقداماتی که از آغاز استقرار نظام جمهوری اسلامی برای زمینه سازی رشد و ارتقای شخصیت فردی و اجتماعی زنان صورت گرفته می توان اطمینان داشت که میزان مشارکت زنان از رشد کمی و کیفی خوبی برخوردار بوده است. حضور زنان در مجلس شورای اسلامی، همچنین راهیابی به دولت و تشکیل پست مشاورت رئیس جمهوری در امور زنان از سال 1370 دوره جدیدی از مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان آغاز می شود. از دیگر دستاوردهای ارزشمند برای بانوان در نظام اسلامی، حضور مؤثر آنان در محافل علمی و سیاسی خارج از کشور است.

افزایش نشریات مربوط به زنان و گسترش کمی و کیفی حضور بانوان در عرصه فرهنگ و هنر نیز سیر صعودی داشته است و در کنار دستاوردهای ورزشی، دستاوردهای علمی و آموزشی نیز با فراهم آوردن امکانات لازم جهت اشتغال به تحصیل تعداد بیشتری از دختران و افزایش سهمیه زنان برای عضویت در هیئت علمی دانشگاه ها در سال های اخیر، رشد چشمگیری داشته است.

بنابراین، با نگاه مختصر به وضعیت اجتماعی زنان و دستاوردهای آنان پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی، باید اذعان کرد که روند بهبود وضعیت اجتماعی زنان، آغازی پر جهش داشته باشد و می توان امیدوار بود که در سایه بذل توجه مسئولان و مجریان نظام، موانع مشارکت بانوان در جامعه بیش از پیش مرتفع گردد تا ان شاء الله به زودی شاهد حضوری شایسته و بایسته برای زنان در تمام عرصه های مورد نیاز جامعه باشیم.

نقش زنان در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی

در رژیم گذشته آگاهی های سیاسی - اجتماعی برای بخش عمده ای از زنان فراهم نبوده و رژیم پلید و ضد انسانی گذشته می کوشید زنان آن چنان در فرهنگ مصرفی و تجمل گرایی غرق شوند که دیگر جایی برای پرداختن به مفاهیم راستین و ارزشی و مسئولیت های بزرگ اجتماعی برای آنان باقی نماند؛ فعالیت های مشخصی هم که به نام آزادی زن ایرانی و مشارکت او در اجتماع صورت می گرفت صرفا تبلیغی و عوام فریبانه بود. به فرموده حضرت امام:

«زن در زمان محمد رضا و رضا پهلوی عنصر مظلومی بود و خودش نمی دانست؛ آن قدر که ظلم در این زمان شد در زمان جاهلیت معلوم نیست شده باشد. آن قدر که انحطاط برای زن ها در این قرن شد معلوم نیست که در قرن جاهلیت شده باشد».

مروری بر تاریخ، نشان می دهد که تقریبا زنان در تمام صحنه های مورد نیاز انقلاب، از تشکیل جلسات سیاسی و زندان و شکنجه گرفته تا توزیع اعلامیه و شرکت مستقیم در مبارزات خیابانی و مقابله با عناصر رژیم حضور فعال و غیر قابل انکار داشته است. استاد مطهری در این رابطه می نویسد:

«انقلاب اسلامی ایران ویژگی هایی دارد که در مجموع، آن را در میان همه انقلابات جهان بی نظیر و بی رقیب ساخته است؛ یکی از آن ویژگی ها، سهیم بودن بانوان است».

برخی از زمینه های مشارکت مستقیم زنان عبارتند از:

تشکیل جلسات سیاسی، شرکت در تظاهرات خیابانی، تکثیر و توزیع اعلامیه، فعالیت های اطلاعاتی، تجهیز و تدارک مبارزان در نبردهای خیابانی و فعالیت های امدادی.

حضرت امام «ره» در تجلیل و تقدیر از نقش مستقیم زنان در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی می فرماید:

«زندان های شاه از زنان شیردل و شجاع مملو است؛ در تظاهرات خیابانی، زنان، بچه های خردسال خود را در سینه فشرده، بدون ترس از تانک و توپ و مسلسل به میدان مبارزه آمده اند؛ جلسات سیاسی که زنان در شهرهای مختلف ایران بر پا می کنند کم نیست. آنان نقش بسیار ارزنده ای در مبارزات ما ایفا کرده اند».

مسلما نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی، هرگز محدود به حضور مستقیم آنان نیست؛ بلکه فعالیت های غیر مستقیم آن ها چه بسا که به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار باشد؛ این نقش از تأثیر قابل توجهی که احساسات و اندیشه زن بر روی مرد و فرزندان دارد ناشی می شود.

اخلاق و روان شناسی ویژه زن یعنی حیا، عفاف و تقوا و دور باش زنانه، این موقعیت را برای او فراهم آورده است که نوعی تسلط نامریی و در عین حال بسیار قوی بر حالات و روحیات مرد داشته باشد و به گفته استاد شهید مرتضی مطهری:

«اگر در یک جریان اجتماعی زن ها هماهنگی نداشته باشند، از تأثیر مرد هم فوق العاده می کاهند؛ بر عکس اگر زن ها نقش موافق و احساسات موافق داشته باشند، نیروی مردها را هم چند برابر می کنند».

بنابراین صرف نظر از حضور مستقیم زنان، رضایت بانوان به فعالیت های سیاسی بستگان خود و صبر در فراق و شهادت آنها بی تردید نقش مهمی در پیشبرد انقلاب داشته است.

مشارکت زنان پس از پیروزی انقلاب در جریان دفاع مقدس

در جریان دفاع سلحشورانه مردم مسلمان ایران در برابر تجاوزگری رژیم عراق، زنان توانستند همدوش مردان و در مواردی پیشاپیش آن ها نحوه ادای دَیْن خود را به اسلام و انقلاب در قالب فعالیت های زیر به نمایش گذارند.

الف) فعالیت های پشتیبانی و تدارکاتی

اقدامات بانوان در این زمینه مربوط به کمک های نقدی و غیر نقدی، جمع آوری کمک های مردمی، تقسیم و بسته بندی موارد ارسالی به جبهه ها، تهیه لباس و آذوقه برای رزمندگان و تنظیف وسائل سپاهیان بوده است. حضور زنان در این فعالیت ها به حدی چشمگیر و وسیع صورت می گرفت که مسئولیت و مدیریت بسیاری از ستادهای کمک رسانی و پشتیبانی در اختیار آنان قرار گرفته بود.

ب) فعالیت های امدادی و درمانی

حجم زیادی از مسئولیت مداوای مجروحان و آسیب دیدگان از جنگ در مراکز بهداشتی و درمانی و بیمارستان ها متوجه زنان بوده است. اما گذشته از این، بسیاری از بانوان شجاع و متخصص بعضا خود را به مراکز درمانی و بیمارستان های صحرایی در مناطق جنگی می رساندند و در نزدیک ترین ایستگاه های پزشکی به خطوط مقدم، رسیدگی به مجروحان را بر عهده می گرفتند.

ج) فعالیت های مربوط به شهدا و رسیدگی به خانواده رزمندگان

طی دوران هشت ساله دفاع مقدس، ستادهای تخلیه شهدا در مناطق جنگی، مراکز معراج شهدا در شهرستان ها از خدمات داوطلبانه بانوان افتخارآفرین بی بهره نبودند. افزون بر این، رسیدگی به خانواده های رزمندگان و شهدا و دلجویی از آنها نیز در همه موارد با مشارکت جدی زنان انجام می گرفت.

د) فعالیت های فرهنگی

صحنه فرهنگ و هنر راستین هیچ گاه از خدمات زنان در قالب نویسندگی، گزارشگری، عکاسی، داستان نویسی، سرودن شعر و... بی بهره نبوده است. در این دوران شاهد آثار متعددی از بانوان در زمینه های مختلف هنری با موضوع جنگ و دفاع مقدس بوده ایم.

ه) تقویت روحیه رزمندگان

اساسا همراهی روحی زنان با مردان حتی بدون هیچ اقدام عملی، تأثیر خود را خواهد داشت و موجب پشتگرمی و استقامت بیشتر مردان می شود. روحیه شهادت طلبی، صبر بر مصیبت عزیزان و رضایت و بلکه ترغیب و تشویق فرزندان، همسران و برادران به حضور در جبهه، بیشترین تأثیر را در روحیه رزمندگان اسلامی می گذاشت.

آسیب شناسی حضور اجتماعی زنان

1- تغییر تدریجی گرایش های الهی به مادی

یکی از واقعیت های نامطلوب جامعه در سال های اخیر، تغییرات تدریجی در افکار، روحیات و رفتارهای بخشی از افراد جامعه به ویژه بانوان است و کانون توجه از امور معنوی به ارزش های مادی معطوف شده است. این رویکرد در حالی صورت می پذیرد که به اذعان کارشناسان امور اجتماعی و تاریخی، زنان کشور ما در طول ایام انقلاب و دفاع مقدس همواره در صفوف مقدم ایثار و شهادت قرار داشته و با روحیات و انگیزه های الهی مشوّق و محرّک مردان برای ایثار و جانفشانی بوده اند؛ اما آنچه امروز در جامعه مشاهده می شود نشان دهنده افول تدریجی این روحیات و پدید آمدن نوعی وابستگی به لذایذ مادی و زیبایی های ظاهری دنیوی است. بی توجهی به الگوهای مذهبی و روی آوری به الگوهای غربی در بعضی از ابعاد زندگی بویژه در انتخاب نوع و مد لباس و نحوه معاشرت و تنظیم ارتباطات فردی و اجتماعی، گرایش افراطی به مسافرت، تفریح و مصرف کالاهای لوکس و تجمل گرایی، اسراف و هدر دادن وقت، افزایش میزان طلاق و... همگی نشانه هایی تلخ از تغییر تدریجی روحیات و افکار و رفتار بانوان کشور در سال های اخیر است.

بی شک هرگاه زنان یک جامعه به ارزش های اخلاقی و سنت های راستین آن جامعه بی توجه بوده و به تجمل گرایی، اسراف، رفاه طلبی و بی مبالاتی میل پیدا کنند، نه تنها از حضور در صحنه های حساس سیاسی و انقلابی و دفاع از ارزش های دینی و اخلاقی باز می مانند، بلکه شخصیت آنها نیز در معرض خطر و انحراف و انحطاط قرار گرفته و به شدت آسیب پذیر خواهد شد. بنابراین مسئولان و دستگاه های فرهنگی، تبلیغی و ارشادی نظام باید برنامه های مناسب و مؤثری را برای مقابله بااین معضل فرهنگی از طریق شناخت علل و سعی در رفع آنها تنظیم نمایند.

2- وجود سنت ها، گرایش ها، عادات و رفتارهای غیر اصیل

این عوامل از حضور منطقی و سالم زنان در سطح اجتماع تا حدودی جلوگیری نموده است؛ استاد شهید مطهری با ژرف اندیشی به این مورد اشاره نموده و می فرماید:

«مسئله حقوق و حدود زن در جامعه امروز از نظر اسلام، علاوه بر جنبه عملی، جنبه اعتقادی پیدا کرده است؛ یعنی باورهای بی اساس اجتماع عین متون اسلامی دانسته شده است».

این فکر که زن فقط باید در کنج خانه محبوس باشد و حتی با حفظ حریم و رعایت عفاف، هم از علم و هم از فعالیت های اجتماعی محروم بماند، علاوه بر این که با اسلام سازگار نیست، بر ضد عواطف انسانی است. البته جامعه اسلامی ما به برکت تغییر و تحولاتِ با ارزشی که در پرتو حاکمیت نظام دینی کسب کرده برخی از نمودهای روشن و کاملاً خرافی این سنت های غیر اصیل را محو کرده است. فرهنگ ناب اسلامی و احکام و رهنمودهای قرآنی، همواره مدافع حقوق زن بوده و جایگاه والایی برای او ترسیم می نماید و سنن و عادات غیر اصیلی که در طول تاریخ جامعه ما را تحت تأثیر قرار داده است، اکثرا به دلیل جهل و نا آگاهی مسلمانان و یا بی مبالاتی و عدم تعهد و تقید آنها نسبت به احکام واقعی دین و عدم برخورد جدی متولیان دینی با خرافات و موهوماتی است که در ارتباط با مسائل زنان پدید آمده است.

3- وجود جریان روشنفکری بیمار و وابسته

در مقابل گروه های متعصب و متحجری که سعی دارند زن را از ابتدایی ترین حقوق انسانی و شرعی خود با عنوان پاسداشت ارزش های اسلامی محروم نموده و حیطه مشارکت او را محدود سازند، گروه های افراطی دیگری نیز وجود دارند که هیچ حد و ضابطه ای برای زنان و عملکردهای اجتماعی آنان قایل نشده و به آزادی مطلق زن می اندیشند و این در حقیقت، همان افکار و عقایدی است که امروزه سر تا سر جهان غرب از سوی نهضت های فمینیستی و طرفدار زن گرایی و زن سالاری ترویج می شود. در واقع، این نهضت برای تهی کردن زن از ارزش های اصیل الهی - انسانی و محو ارزش های دینی و خود مشغولی و تزاید هر چه بیشتر مصرف، از سوی نظام سلطه تقویت می شود.

در تحلیل این پدیده باید متوجه خاستگاه این تحولات باشیم و بدانیم همان قدر که بی تفاوتی یا همراهی با این جریان خطرناک، موجب تباهی فرهنگ مسلمانان می شود، برخورد یکپارچه و مقابله احساسی با آن غیر عملی و دارای مخاطرات فراوانی است. از این رو، شناخت عمیق، پافشاری بر اصول، پرهیز از تعصب و بالاخره برنامه منسجم و هماهنگ در اجرا می تواند ضریب دقت و میزان تأثیر اقدامات متولیان فرهنگی را در برخورد منطقی و مؤثر با این پدیده، افزایش دهد. آشنایی با دیدگاه های بنیادین غرب در رابطه با زن، این امکان را فراهم می سازد که اندیشمندان و عناصر فرهنگی و تبلیغی با تأکید بر نقاط ضعف و تبیین اشکالات اساسی دیدگاه های غرب، زمینه را برای ترویج و تحکیم بیشتر اندیشه های اسلامی مهیا سازند.

البته در آسیب شناسی حضور اجتماعی زنان، می توان به مواردی چون، استفاده ابزاری از زنان، عدم تبیین درست حدود و ضوابط حضور زن در اجتماع و عدم تعریف واقع بینانه از این موضوع، توجه نکردن به ظرافت های زنانه، به کارگیری افراطی یا تفریطی زنان در جریان کار و نقش استثمار در تخریب چهره اجتماعی زنان و... اشاره کرد که هر یک به نوبه خود قابل بحث و بررسی است که تفصیل آنها در این مقال نمی گنجد. سکان نوشتار در این موارد را به دست اندیشمندان متعهد می سپاریم.

نکات قابل توجه در اشتغال و فعالیت اجتماعی زنان

هر چند اصل مشارکت زنان در عرصه اجتماعی و فعالیت های اقتصادی مقبول و پسندیده است، اما چنانچه این مشارکت را بسیار جدی بیانگاریم، آثار نامطلوبی بر فرد و اجتماع بر جای می گذارد که مهم ترین آنها عبارتند از:

الف) آثار نامطلوب فردی و خانوادگی

هر چند مشارکت اقتصادی زنان، امری مطلوب و بایسته است، اما به دلیل آن که مؤثرترین نقش را در انتقال ارزش ها به نسل آینده دارند، حضور در خارج از منزل، این نقش را کمرنگ ساخته و آثار نامطلوبی به همراه دارد. چنانچه زنان وقت مفید خویش را در خارج از خانه سپری کنند و پس از بازگشت به خانه نیز عمده وقت خویش را در آشپزخانه و یا استراحت بگذرانند، نقش کلیدی خویش را در تکوین شخصیت فرزندان از دست خواهند داد و حتی اشتغال آنان به نوعی در افت تحصیلی فرزندان نیز تأثیرگذار است. بسیاری از درگیری های خانوادگی مربوط به کار زنان است. عدم حضور مادران، فرزندان را دچار مشکلات روانی می سازد و آنها را پر توقع و پرخاشگر بار می آورد؛ آنها در اثر دوری از دامان پر مهر مادران، احساس تنهایی و غربت می کنند. از این گذشته، خود زنان شاغل نیز احساس خستگی می کنند؛ زیرا مسئولیتی دوگانه متوجه آنان می شود و کار بیرون از خانه از مسئولیتشان در درون خانه نمی کاهد و برای جبران نبود خود در خانه باید درصدد جبران بعضی از وظایفی که تنها از عهده آنان ساخته است برآیند؛ زیرا زنان بر اساس تعهد عاطفی و اخلاقی خویش هیچگاه از زیر بار مسئولیت های همسری و مادری شانه خالی نمی سازند. «برخی از جامعه شناسان تصریح می کنند که اشتغال مادران در خارج از منزل بر مسئولیت آنان به طور ناعادلانه افزوده است».

ب) آثار نامطلوب اجتماعی

هر چند حضور و فعالیت اجتماعی زنان یک اصل پذیرفته شده است؛ اما این که این فعالیت در چه زمینه ای باشد، قابل تأمل است. امروز نیاز مبرمی به حضور زنان در عرصه های مختلف از جمله پزشکی، تعلیم و تربیت، تدریس در دانشگاه ها، پرستاری و مسئولیت های فرهنگی احساس می شود؛ اما حضور زنان در رشته هایی که علی القاعده، حضور مردان در آن شایسته و بایسته است، نوعی به کارگیری افراطی و نامطلوب است و پیامدهایی را همچون بیکاری و عدم اشتغال مردان که وظیفه تأمین مخارج را دارند، به همراه دارد. همچنین دخترانی که در دانشگاه ها تحصیلات عالی دارند در انتظار ازدواج با افراد تحصیل کرده بالاترند که این مسئله باعث بالا رفتن میانگین سن ازدواج جوانان شده و مشکلات زیادی را در سطح اجتماع به وجود می آورد.

بنابراین جذب زنان در فعالیت ها باید به گونه ای طراحی شود که موجب تزلزل نقش زنان در فرهنگ خانواده و اجتماع نگردد.

از مجموع مباحث پیشین و شناخت منزلت تکوینی زن و تعریف صحیح از آن در می یابیم که مشارکت کارآمد زنان در توسعه نظام اسلامی بسیار ضروری است؛ اما باید توسعه و تکامل اجتماعی را با توجه به مختصات زن و مرد در نظر گرفت؛ افراط و تفریط در این جهت برای منزلت فرد و اجتماع زیانبار است. در این زمینه عنایت به نکات ذیل بسیار ضروری می نماید:

- محور قرار گرفتن احکام و آموزه های اسلامی فعالیت زنان و برنامه ریزی بر اساس آن در مسائل خرد و کلان؛

- نظام مند سازی مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان از راه الگوسازی بر اساس آموزه های دینی و تربیت اسلامی؛

- ساماندهی تحقیقی جامع برای شناخت هویت واقعی و منزلت اجتماعی زنان؛

- توانا سازی زنان در خصوص مشارکت اسلامی و مواجهه با فرهنگ غربی و جهت دادن حرکت زنان برای بالندگی و شکوفایی ارزش های اسلامی و فراهم آوردن زمینه خداباوری و آخرت گرایی در مسیر رفع معضلاتی چون طلاق، فرزندان بی سرپرست، اعتیاد، فحشاء و... که ره آورد فرهنگ منحط غربی است؛

- حفظ بنیان خانواده در عین حضور آگاهانه در عرصه های اجتماعی و برنامه ریزی اصولی برای تثبیت نهاد خانواده؛

- اصلاح نگرش و باور عمومی و فراهم آوردن فضای مناسب برای پذیرش و تحلیل صحیح از فعالیت های زنان و مواجهه با نگرش افراطی و فمنیستی و اباحی گری؛

- توجه به رهنمودهای ارزشمند و انسان ساز حضرت امام «ره» و مقام معظم رهبری به عنوان بهترین مفسران جایگاه زن در اسلام.

در پایان امیدواریم که شاهد میدان داری پر رنگ تر زنان مسلمان در ساحت های گوناگون اجتماعی با تکیه بر آموزه های دینی و حفظ و حراست بیش از پیشِ بنیان های خانواده باشیم.

پی نوشت ها:

1. صحیفه نور، ج 6، ص 186.

2. شهید مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، ص 44.

3. صحیفه نور، ج 3، ص 102.

4. پیرامون جمهوری اسلامی، ص 50.

5. صحیفه نور، ج 19، ص 280 و ج 18، ص 23 و ج 21، ص 172.

6. پاسخ های استاد به نقدهایی بر کتاب مسأله حجاب، ص 45.

7. رضا حاج احمدی، الگوی زن در صدا و سیما، ج 4، ص 31.

8. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، روانشناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی، ج 2، ص 863.

منبع: سایت حوزه

نمايش اعلانات

نمايش اعلانات

نمايش اعلانات