قیام خونین دانشجو؛ نگاهی به بستر اعتراضات 16‌ آذر 32

شناسه نوشته : 25812

1397/09/15

تعداد بازدید : 4

قیام خونین دانشجو؛ نگاهی به بستر اعتراضات 16‌ آذر 32
سرکوب دانشجویان در روز ۱۶‌آذر و قتل سه دانشجوی دانشگاه تهران، گام نهایی برای درهم شکستن جنبش اعتراضی مردم و رسیدن به اهداف کودتای ۲۸‌مرداد بود. آن رویداد، دانشگاه را تا ده‌ها سال به کانون مبارزه با دیکتاتوری بدل کرد. قیام دانشجویان در دانشگاه تهران از طرفی هم برای مبارزه با آمریکا به دلیل نقش فعال آن در کودتای 28 مرداد 1332 بود و هم از طرفی مبارزه با رژیم پهلوی و انگلیس در آستانه بازگشایی سفارت انگلیس در ایران به شمار می‌آمد.

سرکوب دانشجویان در روز ۱۶‌آذر و قتل سه دانشجوی دانشگاه تهران، گام نهایی برای درهم شکستن جنبش اعتراضی مردم و رسیدن به اهداف کودتای ۲۸‌مرداد بود. آن رویداد، دانشگاه را تا ده‌ها سال به کانون مبارزه با دیکتاتوری بدل کرد. قیام دانشجویان در دانشگاه تهران از طرفی هم برای مبارزه با آمریکا به دلیل نقش فعال آن در کودتای 28 مرداد 1332 بود و هم از طرفی مبارزه با رژیم پهلوی و انگلیس در آستانه بازگشایی سفارت انگلیس در ایران به شمار می‌آمد.
 

در تاریخ 24 آبان‌ماه اعلام شد که نیکسون، معاون رییس‌جمهوری آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران می‌آید، سه ماه بعد از کودتای 28 مرداد. نیکسون به ایران می‌آمد تا بر اساس نطق آیزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای 28 مرداد نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی را که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» را ببیند. در مقابل دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که در فضای حکومت نظامی بعد از کودتای سیاه، هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. در 14 آذرماه دو روز قبل از آن واقعه تلخ، زاهدی تجدید رابطه با انگلستان را رسماً اعلام کرد و قرار شد که «دنیس رایت» ، کاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ایران بیاید.
 

از همان روز تظاهراتی در گوشه و کنار به وقوع پیوست که در نتیجه در بازار و دانشگاه عده‌ای دستگیر شدند. این وضع در روز 15 آذرماه هم ادامه داشت و بیشتر اعتراض‌ها از دانشکده پزشکی و داروسازی و حقوق و علوم آغاز شد. صبح شانزده آذرماه، هنگام ورود به دانشگاه، دانشجویان متوجه تجهیزات فوق‌العاده سربازان و اوضاع غیرعادی اطراف دانشگاه شده، وقوع حادثه‌ای را پیش‌بینی می‌کردند. فضا به‌شدت آبستن حوادث و درگیری بود. بعد از گذشت مدتی برای جلوگیری از تنش و درگیری چندین دانشکده تعطیل اعلام شد و در ادامه سراسر دانشگاه به دستور

رییس دانشگاه تعطیل شد.
 

نیروهای نظامی رژیم که به‌شدت رفت و آمد دانشجویان را کنترل کرده و در این بین عده‌ای را نیز دستگیر کرده بودند،
با حضور در کلاس یکی از اساتید دانشکده فنی (مهندس شمس استاد نقشه‌کشی) زمینه اعتراض را در کلاس درس ایجاد کردند. آنان قصد داشتند دو دانشجو را که ظاهراً به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض داشتند دستگیر کنند.
دستگیری دو دانشجو کلاس را به هم زده، دانشجویی دیگر بر روی نیمکت کلاس فریاد می‌زند: «آقا ما چقدر بی‌عرضه هستیم. چقدر بدبخت هستیم. این کلاس نیست،
این درس نیست. یک عده‌ای بدون اینکه از استاد و از کادر دانشگاه اجازه بگیرند وارد کلاس می‌شوند و هیاهو  در می‌گیرد. تف به این کلاس و تف به این مملکت!» دانشکده فنی به هم می‌ریزد و در محاصره کامل نظامیان قرار می‌گیرد و به یک‌باره فرمان آتش صادر شده و دانشجویان در صحن طبقه اول به خون می‌غلطند. عده‌ای زخمی شده و در این میان سه دانشجو به نام‌های قندچی و بزرگ نیا و شریعت رضوی به شهادت رسیده و 27 دانشجوی دیگر بازداشت شدند. پیکر این سه شهید دانشجو در آستانه امامزاده عبدالله شهر ری دفن شدند.
برادر شهید شریعت رضوی در این باره گفته بود «بعد از شهادت این سه تن به ما اجازه برگزار کردن شب سوم در خانه‌هایمان را هم ندادند؛ ولی در مراسم چهلم به‌خاطر پافشاری زیادی که کردیم فقط 300 کارت که مهر حکومت نظامی روی آن خورده بود به من دادند. هرکس می‌خواست به طرف امامزاده عبدالله برود، کارتش را کنترل می‌کردند.»
برادر شهید بزرگ نیا نیز می‌گوید:«از طریق علم(نخست وزیر رژیم پهلوی)، شاه به پدرم تسلیت گفت و پیغام داد 200 هزار تومان خون‌بها بدهند که جواب رد دادیم؛ بعد می‌خواستیم مجلس ختم و شب هفت بگیریم، مخالفت کردند. تا این که خودم پیش سرتیپ بختیار فرماندار نظامی رفتم و متعهد شدم اگر اتفاقی افتاد خودم مسوول باشم.»

همان روز 16 آذرماه پلیس توسط رادیو اعلام کرد: «عده‌ای از دانشجویان در کلاس‌های درس نشسته بودند و به پلیس چهره خشنی نشان می‌دادند و پلیس را مسخره می‌کردند و این باعث شده که پلیس به واکنش بیفتد. پلیس قصد زدن دانشجویان را نداشت ولی دانشجویان به پلیس حمله کردند و می‌خواستند اسلحه‌شان را بگیرند. پلیس در قالب دفاع این کار را کرده و قصدش زدن دانشجویان نبوده است.»
 

فردای آن روز شاه تیمسار مزینی را برای دلجویی به دانشگاه می‌فرستد تا خودش را از این گناه و تقصیر تبرئه کند.
وی با خانواده‌های شهدا ملاقات می‌کند و در دانشگاه به ظاهر از اساتید و رؤسا عذرخواهی می‌کند. دو روز بعد از واقعه 16 آذر، نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بی‌گناه رنگین بود دکترای افتخاری حقوق دریافت کرد. ماشین نیکسون و شاه که قصد عبور از سمت کوی دانشگاه را داشت با اعتراضات دانشجویان روبه‌رو شد و دانشجویان با سنگ و کلوخ به ماشین نیکسون و همراهانش حمله کردند. نیکسون بعدها در مصاحبه‌ای درباره این سفر می‌گوید «تاکنون ندیده بودم دانشجویان یک کشور جهان سوم مقابل دیدگان یک مقام مسوول بالای آمریکایی به او ناسزا بگویند، هیچ‌گاه این صحنه از مقابلم نمی‌رود.»

کودتای 28 مرداد
روز 16 آذر به‌عنوان روز مقاومت و ایستادگی دانشجویان این سرزمین در برابر استعمار غرب و استبداد و خودکامگی در دفتر تاریخ این سرزمین به یادگار ثبت گردیده است،
در این میان اما این واقعه در برخی از تاریخ‌نگاری‌ها گاهی یک سویه مطرح شده و بستر قیام دانشجویان فقط با استعمار انگلیس مطرح می‌شود، به همین منظور با انتشار مطلب به بررسی شرایط و بسترهای شکل‌گیری حرکت دانشجویان در 16 آذر 1332 پرداخت.
مهدی بازرگان یکی از دلایل دانشجویان برای رقم زدن واقعه 16 آذر سال 32 در دانشگاه تهران را ورود نیکسون به‌عنوان معاون رییس‌جمهوری آمریکا عنوان می‌کند و می‌گوید: «نهضت مقاومت ملی قصد داشت فریاد اعتراض مردم ایران را به گوش جهانیان برساند و کوشش‌های رژیم و حامیان انگلیسی-آمریکایی آن را که می‌خواستند
با مشروع جلوه دادن دولت زاهدی (دولتی که پس از کودتای 28 مرداد سر کار آمد) امتیازات مورد نظر خود را در محیط آرام و بدون سر و صدا به دست آورند، خنثی کند. اجرای این برنامه به عهده کمیته هماهنگی دانشگاه تهران واگذار شده بود.»

بازگشایی سفارت انگلیس در ایران
یکی دیگر از دلایل دانشجویان که منجر به واقعه 16 آذر 1332 شد٬ اعتراض به بازگشایی سفارت انگلیس در ایران بود. این روز به‌عنوان روز «مقاومت تاریخی» در تاریخ دانشگاه تهران ثبت شد.
مهدی بازرگان نیز در خاطرات خود٬ اعتراض به تجدید روابط ایران با انگلیس را یکی دیگر از دلایل دانشجویان برای قیام 16 آذر 32 می‌داند و در این باره می‌گوید: «به جریان انداختن نفت ملی شده ایران به بازار غرب٬ یکی از هدف‌های اصلی استعمارگران آمریکایی - انگلیسی و متحدین غربی بود. اجرای این منظور مستلزم برقراری روابط مجدد ایران با انگلستان که از پائیز سال 1331 به ابتکار دولت محمد مصدق قطع شده بود و بازگشت دوباره انگلیسی‌ها به ایران بود... نشریان نهضت مقاومت از چند روز قبل خبر ورود قریب‌الوقوع دنیس رایت٬ کاردار سفارت بریتانیا به تهران و نیز انزجار و اعتراض خود را از تجدید روابط با دولت انگلستان اعلام کرده بودند... تظاهرات دانشجویان نیز در اعتراض به تجدید روابط دولت با انگلیس و نیز اعتراض به ورود ریچارد نیکسون معاون رییس‌جمهوری آمریکا به ایران بود٬ از روز شنبه 14 آذرماه با سخنرانی در کلاس‌ها شروع شد.»
شهید مصطفی چمران که از دانشجویان دانشگاه تهران و از شاهدان عینی واقعه 16 آذر 32 است نیز درباره بازگشایی سفارت انگلستان گفته بود: «سفارت انگلستان دوباره افتتاح می‌شد و دنیس رایت، کاردار سفارت قرار بود که به ایران بیاید و کمپانی‌های نفتی برای تصرف مجدد نفت ایران نقشه می‌کشیدند. نارضایتی و ناراحتی مردم هر روز بیشتر اوج می‌گرفت و هر روز فریاد اعتراض از هر گوشه و کناری به گوش می‌رسید. دولت کودتا و استعمار خارجی نیز برای انتقام از مردم مبارز ایران به‌خصوص دانشجویان دانشگاه تهران دندان تیز کرده بودند که فاجعه 16 آذر بروز کرد.»
بر همین اساس با توجه به دلایل و اسنادی که وجود دارد واقعه 16 آذر 32 در بستری شکل می‌گیرد که نشان می‌دهد دانشجویان برای مبارزه با استکبار جهانی٬ آمریکا و انگلیس٬ به میدان می‌آیند و تا آخرین قطره خون خود برای مبارزه با استکبار در میدان می‌مانند و برای همیشه دانشگاه و دانشجویان را به‌عنوان نمادی از «استکبارستیزی» در تاریخ ثبت می‌کنند.

سرمقاله صبح نو-97/09/14

نمايش اعلانات

نمايش اعلانات

نمايش اعلانات