بانوی صبر در پنج روایت

شناسه نوشته : 26073

1397/10/19

تعداد بازدید : 37

بانوی صبر در پنج روایت
در بین کسانی که با سرگذشت و صفات عقیله‎ بنی هاشم، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) آشنایی‏ای هر چند مختصر دارند، جای تردید نیست که آن حضرت یکی از زنان اسطوره‎ای تاریخ ماست؛ اما گاه این عظمت شأن و بزرگی شخصیت، مانع از تلاش برای نزدیک شدن به آنان و الگوگیری از آن بزرگواران می‎شود...

در بین کسانی که با سرگذشت و صفات عقیله‎ بنی هاشم، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) آشنایی‏ای هر چند مختصر دارند، جای تردید نیست که آن حضرت یکی از زنان اسطوره‎ای تاریخ ماست؛ اما گاه این عظمت شأن و بزرگی شخصیت، مانع از تلاش برای نزدیک شدن به آنان و الگوگیری از آن بزرگواران می‎شود.
در این مقال برآنیم با مروری سریع بر بیانات رهبر معظم انقلاب (مدظله‎العالی) در خصوص آن اسوه‎ بزرگ تاریخ اسلام، امکان تبعیت از آن حضرت را بررسی کنیم.
در آغاز سخن، به بررسی علت عظمت و بزرگی آن کوکب کهکشان اهل بیت (علیها سلام) در کلام معظم له می‎پردازیم:
چرا حضرت زینب (سلام الله علیها) را این قدر بزرگ می‏ شماریم؟
«ولادت حضرت زینب کبرى‌(علیهاسلام) ایجاب مى‌کند ما دایره‌ بحث را، بخصوص در شرایط کنونى بشریت، وسیع‌تر قرار بدهیم. زینب کبرى یک زن بزرگ است. عظمتى که این زن بزرگ در چشم ملت‌هاى اسلامى دارد، از چیست؟ نمى‌شود گفت به خاطر این است که دختر على‌بن‌ابى‌طالب(علیه‌السّلام)، یا خواهر حسین‌بن‌على و حسن‌بن‌على(علیهماالسّلام) است. نسبت‌ها هرگز نمى‌توانند چنین عظمتى را خلق کنند. همه‌ ائمه‌ ما، دختران و مادران و خواهرانى داشتند؛ اما کو یک نفر مثل زینب کبرى‌؟» (1)
ایشان در تبیین عظمت مقامی که آن بزرگوار بدان دست یافته، می‎فرمایند: «زینب به جایى رسید که فقط والاترین انسان‌هاى تاریخ بشریت یعنى «پیامبران» مى‏توانند به آنجا برسند.»(2)
گوشه‏ ای از ابعاد وجودی حضرت زینب (سلام الله علیها)
در لابه‌لای بیانات مفصّل حضرت آیت الله خامنه‏ای درباره این شخصیت کم‎نظیر تاریخ، پنج بُعد مورد توجه خاص قرار گرفته است؛ به نحوی که می‎توان از منظر معظم له، این ابعاد را علت عظمت قدر آن بانوی مکرمه دانست؛
1. علم و معرفت
«زن مسلمان، از هر طرف‏که ملاحظه کند، زینب کبرى را شاخص مى‏بیند. زینب کبرى از لحاظ علمى، یک عالمه‏ معروف به علم در جامعه‏اسلامىِ آن روز بود.» (3)
«زینب زنى نبود که از علم و معرفت بى‏بهره باشد؛ بالاترین علم‌ها و برترین و صافی‏ترین معرفت‏ها در دست او بود. همان «سکینه کبرایى» که شما اسمش را در کربلا شنیده‏اید، دختر امام و برادرزاده و شاگرد زینب است. کسانى که اهل تحقیق و کتابند، نگاه کنند او یکى از مشعل‌هاى معرفت عربى در همه‏ تاریخ اسلام تا امروز است. کسانى که حتّى زینب و پدر زینب و پدر سکینه را قبول نداشتند و ندارند، اعتراف مى‏کنند که سکینه (علیها سلام) یک مشعل معرفت و دانش است.» (4)
«شخصیت زینب‏ کبرى منحصر در بُعد غمگسارى و پرستارىِ آن بزرگوار نیست. زینب‏ کبرى (سلام‏الله‏علیها) یک نمونه‏ کامل از زن مسلمان است؛ یعنى الگویى که اسلام براى تربیت زنان، آن را در مقابل چشم مردم دنیا قرار داده است. زینب‏ کبرى داراى شخصیت چند بُعدى است؛ «دانا و خبیر و داراى معرفت والا» و یک انسان برجسته است که هرکس با آن بزرگوار مواجه مى‏شود، در مقابل عظمتِ دانایى و روحى و معرفت او احساس خضوع مى‏کند. شاید مهم‏ترین بُعدى که شخصیت زن اسلامى مى‏تواند آن را در مقابل چشم همه قرار دهد ـ تأثیرى که از اسلام پذیرفته ـ این بُعد است. شخصیت زن اسلامى به برکت ایمان و دل سپردن به رحمت و عظمت الهى، آن‏چنان سعه و عظمتى پیدا مى‏کند که حوادث بزرگ در مقابل او، حقیر و ناچیز مى‏شود. در زندگى زینب‏ کبرى، این بُعد از همه بارزتر و برجسته‏تر است.» (5)
2. بصیرت و قدرت تحلیل اجتماع
یکی دیگر از ابعاد فرزانگی و فرهیختگی علمی عقیله العرب زینب کبری (سلام الله علیها) قدرت تحلیل وقایع جامعه و بصیرت کم‎نظیر حضرت در درک حقایق اجتماع خود است. موضوعی که امروزه کتاب‌های متعددی در خصوص جامعه‏شناسی جامعه عرب آن روز به رشته تحریر درآمده است. معظم له در تحلیل این عرصه از معرفت حضرت می‎فرمایند:
«خطبه‏ فراموش‏نشدنى زینب کبرى در بازار کوفه، یک حرف زدن معمولى نیست؛ اظهار نظر معمولى یک شخصیت بزرگ نیست؛ یک تحلیل عظیم از وضع جامعه‏ اسلامى در آن دوره است که با زیباترین کلمات و با عمیق‏ترین و غنى‏ترین مفاهیم در آن شرایط بیان شده است. قوّت شخصیت را ببینید؛ چقدر این شخصیت قوى است. دو روز قبل در یک بیابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با این همه عزیزان و جوانان و فرزندان و این‏ها از بین برده‏اند، این جمع چندده‏نفره‏ زنان و کودکان را اسیر کرده‏اند، آورده‏اند در مقابل چشم مردم، روى شتر اسارت، مردم آمده‏اند دارند تماشا مى‏کنند، بعضى هلهله مى‏کنند، بعضى هم گریه مى‏کنند؛ در یک چنین شرایط بحرانى، ناگهان این خورشید عظمت طلوع مى‏کند؛ همان لحنى را به کار مى‏برد که پدرش امیر المؤمنین(علیه السلام) بر روى منبر خلافت در مقابل امت خود به کار مى‏برد؛ همان جور حرف مى‏زند؛ با همان جور کلمات، با همان فصاحت و بلاغت، با همان بلندى مضمون و معنا: «یا اهل الکوفه، یا اهل الغدر و الختل»؛ اى خدعه‏گرها؛ اى کسانى که تظاهر کردید! شاید خودتان باور هم کردید که دنباله‏رو اسلام و اهل بیت هستید؛ اما در امتحان این‏جور کم آوردید؛ در فتنه این‏جور کورى نشان دادید... شما رفتارتان، زبانتان با دلتان یکسان نبود. به خودتان مغرور شدید، خیال کردید ایمان دارید، خیال کردید همچنان انقلابى هستید، خیال کردید همچنان پیرو امیرالمؤمنین هستید؛ در حالى که واقع قضیه این نبود. نتوانستید از عهده‏ مقابله‏ با فتنه بربیائید، نتوانستید خودتان را نجات دهید... مثل آن کسى شُدید که پشم را مى‏ریسد، به نخ تبدیل مى‏کند، بعد نخ‌ها را دوباره باز مى‏کند، تبدیل مى‏کند به همان پشم یا پنبه‏ نریسیده. با بى‏بصیرتى، با نشناختن فضا، با تشخیص ندادن حق‏ و باطل‏کرده‏هاى خودتان را، گذشته‏‏ خودتان را باطل کردید. ظاهر، ظاهر ایمان، دهان پر از ادعاى انقلابى‏گرى؛ اما باطن، باطن پوک، باطن بى‏مقاومت در مقابل بادهاى مخالف. این، آسیب‏شناسى است.
با این بیان قوى، با این کلمات رسا، آن هم در آن شرایط دشوار، این‏گونه صحبت مى‏کرد. این‏جور نبود که یک عده مستمع جلوى حضرت زینب (علیهاسلام) نشسته باشند، گوش فراداده باشند، او هم مثل یک خطیبى براى این‏ها خطبه بخواند؛ نه، یک عده دشمن، نیزه‏داران دشمن دور و برشان را گرفته‏اند؛ یک عده هم مردم مختلف الحال حضور داشتند؛ همان هایى که مسلم را به دست ابن زیاد دادند، همان هایى که به امام حسین(علیه السلام) نامه نوشتند و تخلف کردند، همان هایى که آن روزى که باید با ابن زیاد در مى‏افتادند، توى خانه‏هایشان مخفى شدند ـ این‏ها بودند توى بازار کوفه ـ یک عده هم کسانى بودند که ضعف نفس نشان دادند، حالا هم نگاه مى‏کنند، دختر امیرالمؤمنین را مى‏بینند، گریه مى‏کنند. حضرت زینب کبرى با این عده‏ ناهمگون و غیر قابل اعتماد مواجه است، اما این‏جور محکم حرف مى‏زند... انقلاب نبوى و انقلاب علوى را آسیب‏شناسى مى‏کند؛ مى‏گوید شماها نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفه‏تان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگرگوشه‏ پیغمبر سرش بر روى نیزه رفت. عظمت زینب را اینجا مى‏شود فهمید.»(6)
3. شجاعت و عظمت روح
بعد سوم از ابعاد نورانی وجودی این زن برجسته‎ تاریخ، اقتدار در عرصه‎ عمل و شجاعت در مقام اقدام است. ویژگی‎ای که بسیاری از عالمان و سخنوران از آن بی‏بهره‏اند؛ از این رو در لحظه‎ اقدام، از ورود به میدان عمل باز می‏مانند. اما «زینب‏ کبرى (سلام‏الله‏علیها) دختر همین فاطمه‏ زهرا (سلام‏الله‏علیها)، به مقتدرترین سلاطین زمان خودش، در وقتى‏که اسیر در دست آن سلطان ظالم و سفّاک است، مى‏گوید: هر کارى مى‏توانى بکنى، بکن؛ اما نخواهى توانست ما را از صحنه‏ى تاریخ بیرون ببرى و راهمان را محو و پاک کنى تا بشریّت نتواند این راه را برود.
اگر اقتدار مادّى مى‏توانست، این کار را مى‏کرد... ببینید انسان چقدر روحیه قوى مى‏خواهد داشته باشد!» (7)
نمونه‏ای دیگر از بروز این فضیلت الهی، در مجلس یزید آشکار می‎شود: «وقتى‏ که دشمن مى‏خواهد زینب‏ کبرى را به آنچه که برایش پیش آمده، شماتت کند، مى‏فرماید: «ما رأیت الّا جمیلا»؛ جز زیبایى، چیزى ندیدم. برادرانش، فرزندانش، عزیزانش، نزدیک‏ترین یارانش، این‏ها در مقابل چشمش قطعه قطعه شدند، به خاک و خون تپیدند، خونشان ریخته است، سرهایشان بالاى نیزه رفته است؛ مى‏گوید جمیل، زیبا! این چه جور زیبائى‏اى است؟ این زیبایى را همراه کنید با آنچه که نقل شده است که زینب‏ کبرى حتّى در شب یازدهم نماز شبش ترک نشد. در طول دوران اسارت، انقطاع الى اللَّه‏اش، دلبستگى‏اش به خداى متعال، رابطه‏اش با خداى متعال سست نشد، کم نشد، بلکه بیشتر شد. این زن، الگوست.» (8)
4. بیان هنرى
زینب (علیها سلام) را بحق، ضامن حفظ و انتقال پیام عاشورا دانسته‎اند؛ تلاشی مجاهدانه که موجب به ثمر نشستن قیام امام حسین (علیه السلام) بود. علت این توفیق در کلام رهبر فرزانه‎ انقلاب، بعد هنری قیام زینب کبری(علیها سلام) است؛ «بنیانگذار بناى حفظ حوادث با ادبیات و هنر، زینب‏ کبرى (سلام‏الله‏علیها) است... خطبه‏ حضرت زینب در شهر کوفه و شهر شام، از لحاظ زیبایى و جذابیت بیان، «آیت بیان هنرى» است؛ طورى است که اصلًا هیچ‏کس نمى‏تواند این را نادیده بگیرد. یک مخالف یا یک دشمن وقتى این بیان را مى‏شنود، مثل تیر بُرنده و تیغ تیزى، خواهى‏نخواهى این بیان کار خودش را مى‏کند. تأثیر هنر به خواست کسى که مخاطب هنر است، وابستگى ندارد. او بخواهد یا نخواهد، این اثر را خواهد گذاشت. حضرت زینب (سلام‏الله‏علیها) و امام سجّاد در خطبه‏ شام و در بیان رسا و بلیغ و شگفت‏آور مسجد شام این کارها را کردند.» (9)
5. تکلیف ‌محوری و فداکاری برای تکلیفِ الهی
پنجمین بُعد از ابعاد شخصیتی این بانوی عظیم القدر که سبب ایجاد ارزشی فوق العاده در وجود مطهر آن بزرگوار است، خدامحوری و تکلیف‎گرایی آن حضرت است: «ارزش و عظمت زینب کبرى، به خاطر موضع و حرکت عظیم انسانى و اسلامى او بر اساس تکلیف الهى است. کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، به او این‏طور عظمت بخشید.
... پیش از حرکت به کربلا، بزرگانى مانند ابن عباس و ابن جعفر و چهره‏هاى نامدار صدر اسلام، که ادعاى فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگى و امثال این‏ها را داشتند، گیج شدند و نفهمیدند چه‏کار باید بکنند؛ ولى زینب کبرى(علیها سلام) گیج نشد و فهمید که باید این راه را برود و امام خود را تنها نگذارد؛ و رفت. نه اینکه نمى‏فهمید راه سختى است؛ او بهتر از دیگران حس مى‏کرد. او یک زن بود؛ زنى که براى مأموریت، از شوهر و خانواده‏اش جدا مى‏شود؛ و به همین دلیل هم بود که بچه‏هاى خردسال و نوباوگان خود را هم به همراه برد؛ حس مى‏کرد که حادثه چگونه است.
در آن ساعت‌هاى بحرانى که قوى‏ترین انسان‌ها نمى‏توانند بفهمند چه باید بکنند، او فهمید و امام خود را پشتیبانى کرد و او را براى شهید شدن تجهیز نمود. بعد از شهادت حسین بن على(علیه السلام) هم که دنیا ظلمانى شد و دل‌ها و جان‌ها و آفاق عالم تاریک گردید، این زن بزرگ یک نورى شد و درخشید. زینب به جایى رسید که فقط والاترین انسان‌هاى تاریخ بشریت یعنى پیامبران مى‏توانند به آنجا برسند.
... این‏ها زنان الگو و نمونه‏ اسلامند. زن امروز دنیا الگو مى‏خواهد. اگر الگوى او زینب و فاطمه‏ زهرا(علیهما السلام) باشند، کارش عبارت است از فهم درست، هوشیارى در درک موقعیت‌ها و انتخاب بهترین کارها؛ ولو با فداکارى و ایستادن پاى همه چیز براى انجام تکلیف بزرگى که خدا بر دوش انسان‌ها گذاشته است، همراه باشد. »(10)
کسب ویژگی‏های قابل الگوبرداری، علت عظمت حضرت زینب (سلام الله علیها)
در نهایت، می‎توان این بحث را از منظر رهبر معظم انقلاب این‌گونه جمع‏بندی کرد که «ارزش و عظمت زینب کبرى‌، به خاطر موضع و حرکت عظیم انسانى و اسلامى او بر اساس تکلیف الهى است. کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، به او این‌طور عظمت بخشید. هر کس چنین کارى بکند، ولو دختر امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) هم نباشد، عظمت پیدا مى‌کند. بخش عمده‌ این عظمت از اینجاست که اولاً موقعیت را شناخت؛ هم موقعیت قبل از رفتن امام حسین(علیه‌السلام) به کربلا، هم موقعیت لحظات بحرانى روز عاشورا، هم موقعیت حوادث کشنده‌ بعد از شهادت امام حسین را؛ و ثانیاً طبق هر موقعیت، یک انتخاب کرد. این انتخاب‌ها زینب را ساخت.»(11)
زینب کبرى براى زنان ما در طول تاریخ یک الگوست؛ عقل و متانت، قدرت و شجاعت، شور و احساس عاطفى، صراحت زبان، متانت دل، استوارى روح؛ درعین‏حال، مادرانه، خواهرانه، با همه‏ انسان‌ها برخورد کردن، در محیط خانه شمع محبت را روشن نگه داشتن، همسر و فرزندان را بر سر سفره‏ محبت و عاطفه‏ خود دور هم جمع کردن؛ این‏ها خصوصیات زن مسلمان است. (12)
مهم این است که ما به عنوان ادامه‏دهندگان راه آن بزرگواران ـ که لااقل ادعاى ما این است و مردم دنیا ما را به این ادعا شناخته‏اند ـ سعى کنیم ابعاد گوناگون آن شخصیت‌هاى عظیم و الهى را در وجود شخص خودمان ـ ولو به نحو ضعیف ـ به وجود آوریم و احیا کنیم. (13)
پی‌نوشت‌ها:
1. بیانات در جمع پرستاران، 22/8/‏1370
2. همان
3. 12/7/1374 بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار جمعى از پرستاران
4. بیانات در جمع پرستاران، 22/8/‏1370
5. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم 25/3/1384
6. بیانات در جمع گروه کثیری از پرستاران نمونه کشور 1/2/89
7. گفت و شنود در دیدار جمعی از جوانان 7/2/1377
8. بیانات در جمع گروه کثیری از پرستاران نمونه کشور 1/2/89
9. بیانات در دیدار جمعی از پیشکسوتان جهاد و شهادت 31/6/1384
10. بیانات در جمع پرستاران، 22/8/‏1370
11. سخنرانى در دیدار با جمع کثیرى از پرستاران، به مناسبت میلاد حضرت زینب کبرى‌
(سلام الله علیها) و روز پرستار 22/8/70
12. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم 25/3/1384
13. بیانات در دیدار با جمعی از علما 26/7/1368


 

نمايش اعلانات

نمايش اعلانات

نمايش اعلانات